تا کنون به این فکر کرده اید که اگر جمعیت جهان تنها 100 نفر بود ، اوضاع امکانات ، ارتباطات و آمار جهانی چگونه رقم می خورد؟ محققان با بررسی و تجمیع اعداد و ارقام مراکز پژوهشی تا پایان سال 2012 میلادی اطلاعاتی را ارائه کردند که در زیر برای درک دیداری و آماری بهتر آنها را به صورت اینفوگراف مشاهده می نمایید.
این نظریه به بررسی راهکارهای تعامل بهتر و اعتمادسازی بین طرفین ارتباط می پردازد.وقتی دوغریبه با هم ملاقات می کنند ، تمرکز اولیه آنان بر کاهش عدم اطمینان در آن موقعیت است و سطوح عدم اطمینان آنان هم در حوزه های رفتاری و هم در حوزه های شناختی وجود دارند. به این معنا که آنان ممکن است ندانند چگونه رفتار کنند (یا فرد مقابل چگونه رفتار خواهدکرد) و یا ممکن است از ذهنیت خود درباره ی دیگری و همچنین ذهنیت طرف مقابل درباره ی خود مطمئن نباشند. عدم اطمینان در سطوح فردی و رابطه ای رخ می دهد. نتیجه ایجاد اطمینان بین طرفین بر فاکتورهای دیگر رابطه همچون محبت، آرامش رفتاری، جستجو و کنکاش درباره شخصیت یکدیگر و ... نیز تاثیرگذار است.
مارپیچ سکوت- SILENCE SPIRAL- یکی از ترفندهای پیچیده و پرهزینه عملیات روانی است. این نظریه که شرح آن خواهد آمد اولین بار در سال 1974- 1353- از سوی خانم الیزابت نوئل نیومن آلمانی در کتاب «افکار عمومی- پوست اجتماعی» مطرح شد.
نیومن و برخی دیگر از نظریهپردازان غرب مارپیچ سکوت را یک نظریه علمی میدانند که میتواند بخشی از ساز و کار و مکانیسم اجتماعی در شکل گیری افکار عمومی را توضیح داده و تشریح کند.
الیزابت نوئل نئومن، نظریه پرداز و متفکر علم ارتباطات، با تاکید بر اثرگذاری تفکر غالب و اکثریت بر نظرات و یا حداقل ابراز نظر اقلیت، نظریه مارپیچ سکوت را بیان کرده است. این نظریه که از نظر زمانی نزدیک به ایام جنگ جهانی دوم بیان شد، از دیدگاه برخی منتقدین ناشی و متأثر از عملیات روانی نازی ها است و شاید همچون نظریه سوزن تزریق (گلوله برفی) اثر و نقش رسانه ها را بر مخاطبین بسیار زیاد می داند.
نظریه "استفاده و رضایتمندی" (use & gratification theory) بیشترین اهمیت را به نیاز مخاطب می دهد. مخاطب انتخاب گر است و همه رسانه ها در تامین نیازهای رسانه ای او با همدیگر در حال رقابت. این نیازها ویژگی هایی دارد و انتخاب مخاطبین هم با شرایط خاصی انجام می گیرد.
الیهو کاتز از نظریه پردازان علوم ارتباطات در بازه این نظریه می گوید:«ریشه های اجتماعی وروانشناختی باعث نیازهایی می شودکه نتیجه آنها به انتظارات از رسانه های جمعی می انجامد.»
چارچوب ها، ساخت ها و طرح واره هایی هستند که رسانه ها برای مخاطبین خود تشکیل می دهند تا از دریچه آن چارچوب ها واقعیت ها در ذهن مخاطب تحلیل شود. در یک چارچوب آنچه مدنظر صاحب رسانه است مورد توجه قرار می گیرد و مخاطب اجازه ی دیدن حواشی بیرون از آن چارچوب را ندارد. می توان گفت چار چوب ها می گویند که درباره چه چیز فکر شود.
نظریه چارچوب سازی را برخی از جمله ابزارهای برجسته سازی (Agenda-Setting) می دانند.